داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

هفته نامه نکته: سوم نوامبر در تقویم یادآور روزهای زیادی است؛ از جدایی پاناما از کلمبیا و لهستان از روسیه تا انقلاب نوامبر در آلمان و تغییر نظام سلطنتی به جمهوری، برای خودرویی ها اما سوم نوامبر یادآور تاسیس یکی از مشهورترین برندهای خودرویی است؛ شورولت. این شرکت در سال ۱۹۱۱ با ترکیبی از عشق و دانش خودرو از یکسو و پول و سرمایه از سوی دیگر تاسیس شد. زمانی آنقدر قدرتمند بود که رسیدن به آن ناممکن به نظر می رسید و روزگاری به ورطه سقوط و ورشکستگی افتاد و بار دیگر سرپا شد.

شورولت حاصل همکاری دو مرد است؛ لویی شورولت از یکسو عشق به خودرو و دانش فنی را به این شرکت تزریق کرد و ویلیام دورانت از سوی دیگر با خود پول و البته دانش بازاریابی آورد. هر چند در نهایت هیچ یک از آنها در شورولت ماندگار نشدند و شورولت به آنها وفا نکرد.

برای مرور تاریخچه شورولت، ابتدا باید مروری کوتاه بر زندگی موسسین این شرکت داشت؛ چرا که زندگی آنها مسیری بسیار پر فراز و نشیب را تا زمان تاسیس شورولت و حتی پس از آن طی کرد. این داستان شورولت است؛ نامی که خاطرات مسحور کننده آن در سال های نه چندان دور، کم کم در چم های هزارگانه چالوس به دست جادوی اثیری فراموشی سپرده می شود…

لویی شورولت

همانطور که گفتیم تاسیس شورولت ترکیبی از پول و دانش بود و در این میان دانش را لویی شورولت به شرکت تزریق کرد. لویی شورولت یک راننده حرفه ای مسابقات اتومبیل رانی در آمریکا بود و به دلیل شهرتش، از نام او برای شرکت جدید استفاده شد، هر چند آن گونه که در ادامه می خوانیم در نهایت در جدال میان دانش و پول، این پول بود که برنده شد و شورولت خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کرد، از شرکتی که خود تاسیس کرده بود، بیرون آمد.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

لویی شورولت در ۱۸۷۸ در خانواده ای فرانسوی – سوئیسی و در سوئیس به دنیا آمد. زمانی که نوجوان بود به همراه خانواده به فرانسه رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد و در زمینه مکانیک، دانش لازم را کسب کرد. پس از مدتی کار در فرانسه به عنوان مکانیک، به کانادا و پس از آن به آمریکا رفت و به چند کار متفرقه پرداخت. تا اینجای کار شاید اثری از خودرو در زندگی او نبینید، چرا که خودرو در این زمان مفهومی کاملا جدید بود و تازه در آمریکا می شد چند دستگاه خودرو را در بین انبوه کالسکه ها و اسب ها دید.

لویی جوان اما خیلی زود هدفش را پیدا کرد و به نمایندگی یک شرکت خودروساز فرانسوی در آمریکا ملحق شد. دوران رانندگی حرفه ای او در ۱۹۰۶ از راه رسید، جایی که توسط فیات ایتالیا در آمریکا استخدام شد تا در مسابقات اتومبیل رانی شرکت کند. وقتی صحبت از مسابقات اتومبیل رانی در اوایل قرن بیستم می کنیم باید واژه مرگ را هم در کنار آن دید؛ خودروها در آن زمان تقریبا چیزی به نام ایمنی نداشتند و از ترمزهای قوی و لباس مسابقه و حتی پیست هم خبری نبود و این مسئله آمار مرگ و میر راننده ها را بالا می برد.

لویی اما شیفته سرعت بود و به همین دلیل خیلی زود توانست نظر دیگر خودروسازان را جلب کند تا جایی که خیلی زود توسط مالک شرکت بیوک، ویلیام دورانت برای راندن خودروهای بیوک دعوت شد و این سرآغاز دوستی و بعدها شراکت او با دورانت را تشکیل داد.

لویی شورولت هر چند تحصیلات اندکی داشت، اما با ترکیبی از دانش فنی و تجربه، توانست یک نمونه از موتورهای درون سوز را به ویژه برای مسابقات بسازد و به این ترتیب پیش از تاسیس شورولت، کارخانه موتورسازی خود را دایر کرده بود، هر چند همچنان می شد او را در مسابقات اتومبیل رانی دید. مسابقات همچنان دلمشغولی لویی شورولت بود اما در میانه های ۳۰ سالگی خودش هم می دانست نمی تواند چندان در این مسابقات دوام بیاورد و اینجا بود که پیشنهاد اغوا کننده دورانت از راه رسید.

ویلیام دورانت

در مقایسه با سرنوشت لویی شورولت، ویلیام دورانت به عنوان شریک او در تاسیس شورولت سرنوشتی بسیار پیچیده تر داشت و فراز و نشیب های عجیب تری را پیش از تاسیس شورولت دیده بود. اگر به دنبال نام های بزرگ در صنعت خودروسازی آمریکا باشیم بدون شک باید نام ویلیام دورانت را جایی در بالای جدول ببینیم، مردی که هر چند از خودرو متنفر بود و آن را وسیله ای پر سروصدا و خطرناک و دودزا می دانست اما موسس یکی از بزرگ ترین امپراتوری های صنعت خودروی جهان شد که تا سال ها بر خودرو و خودروسازی حکمرانی می کرد و هنوز هم نامی قابل احترام است.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

ویلیام دورانت در ۱۸۶۱ در بوستون آمریکا به دنیا آمد و در آغاز هم زندگی کاملا عادی مانند دیگر همسالانش داشت، اما در میانه های راه تحصیل، دبیرستان را رها کرد و تصمیم گرفت وارد بازار کار شود. ابتدا در مزرعه پدربزرگش کار کرد و مدتی هم به فروش سیگار پرداخت اما او که به اهمیت حمل و نقل در زندگی بشر پی برده بود، تصمیم گرفت شرکتی در زمینه تولید واگن های اسبی تاسیس کند که در آن زمان اصلی ترین وسیله حمل و نقل داخل شهری در آمریکا بود، اتفاقا در این راه موفقیت خیره کننده ای به دست آورد و توانست در مدت کوتاهی سرمایه زیادی به دست آورد و شرکتش بزرگ ترین تولیدکنندگان این تجهیزات در دنیا باشد. یکی از نقاط مثبت دورانت در دوران تولید این وسیله های نقلیه، تنوع بالای تولیدات او بود.

شاید اگر دورانت به اندازه کافی آینده نگر نبود، همین کار را ادامه می داد و بعدها هم در مقابل خودروها مغلوب می شد، اتفاقی که در تحولات جهان صنعتی و با انبوه اختراعاتی که در آن دوران رخ می داد، برای بسیاری از شرکت های بزرگ رخ داده بود و نام های بسیاری با معرفی اختراعات جدید، از صحنه روزگار محو شدند. اما دورانت در آغاز قرن بیستم به اهمیت خودرو پی برد و آینده حمل و نقل را در این وسیله عجیب و پر سروصدا می دید.

البته بر اساس شواهد موجود دورانت در ابتدا اعتمادی به خودرو که در سال ۱۹۰۰ روزهای آغازین خود را در آمریکا سپری می کرد نداشت و آن را وسیله ای خطرناک می دانست، اما پس از تصویب قانونی در زمینه قانونمند کردن خودرو توسط دولت، دولت هم به این وسیله نوظهور اعتماد کرد. شرکت دورانت در آن زمان بعضی از قطعات فلزی خودرو را برای شرکت های خودروسازی آن روزگار تولید می کرد، چرا که خودروهای اولیه چندان تفاوتی با کالسکه های موتوردار نداشتند اما دورانت به دنبال دانش تولید خودروی کامل بود و شرکت خودروسازی بیوک این دانش را به او داد.

دورانت در سال ۱۹۰۴ به عنوان سهامدار به شرکت بیوک پیوست که هر چند شرکتی نوآور بود اما در زمینه فروش موفقیتی نداشت اما نبوغ دورانت در زمینه فروش به سرعت توانست این شرکت را به سوددهی برساند. تا ۱۹۰۴ بیوک تنها توانسته بود ۳۷ دستگاه خودرو تولید کند اما دورانت به تنهایی در نمایشگاه خودروی همان سال بیش از هزار دستگاه سفارش دریافت کرد.

ایده ها و دردسرهای بزرگ دورانت

دورانت می خواست شکل سنتی فروش خودرو در آمریکا که ساخت خودرو بر اساس سفارش و البته پول مشتری بود را تغییر دهد اما بیوک ظرفیت کافی برای این کار را نداشت و به این ترتیب دورانت ایده ادغام شرکت ها را مطرح کرد. دورانت اکنون سهامدار عمده و عملا مالک بیوک بود و در دورانی که فورد بر بازار خودرو حکمرانی می کرد، تصمیم گرفت ایده اش را عملی کند.

او راه حل را در ادغام شرکت های کوچک تر برای بهره گیری از توان تولید انبوه و در عین حال حفظ تنوع می دید. به این ترتیب جنرال موتور به عنوان یک هلدینگ در سپتامبر ۱۹۰۸ تاسیس شد. او برخلاف فورد که در آن سال تمام تمرکز خود را روی مدل T قرار داده بود، تنوع تولید را مد نظر داشت و این دقیقا همان ایده ای بود که در دوران ساخت کالسکه ها هم به او کمک کرده بود تا در دنیای آن روزگار بهترین باشد.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

دورانت در همان سال اولدزموبیل را خرید و در سال بعد از آن کادیلاک را به همراه پنج شرکت دیگر آمریکایی به زیرمجموعه جنرال موتور آورد. سرعت پیشرفت دورانت و البته جنرال موتور حتی در مقیاس های امروزی هم بسیار خوب بود به گونه ای که در دو سال اول، جنرال موتور ۳۰ شرکت مختلف از جمله ۱۱ خودروساز کوچک و بزرگ و تعدادی از شرکت های قطعه سازی آمریکا را در اختیار داشت.

دورانت فرد جاه طلبی بود و حتی در سال ۱۹۱۰ قصد داشت فورد را هم به مبلغ ۸ میلیون دلار بخرد، هر چند هیات مدیره جنرال موتور با این کار مخالفت کردند. البته این جاه طلبی ارزان هم تمام نمی شد و سرمایه گذاری های سنگین دورانت برای خرید شرکت های مختلف سرانجام برایش دردسرساز شد. در سال ۱۹۱۰، دورانت به دلیل سرمایه گذاری ها و وام هایی که گرفته بود از سوی بانک ها تحت فشار قرار گرفت و هیات مدیره جنرال موتور هم حمایتی از او نکرد و حتی از او خواسته شد شرکت را (که خودش تاسیس کرده بود) ترک کند، او هم به همین دلیل به نشانه اعتراض جنرال موتور را ترک کرد.

او قصد داشت یک جنرال موتور کوچک تر برای مقابله با فورد بنا کند، اما به دلیل این که توانایی های مهندسی لازم را نداشت، به ناچار به سراغ شرکت های دیگر رفت تا بتواند از طریق خرید و مدیریت آنها آینده جدید را برای خود بسازد. در ابتدا به سراغ شرکتی با نام Little رفت اما پس از آن که در این پروژه شکست خورد، تصمیم به تاسیس شرکت جدیدی گرفت و اینجا بود که همکاری دورانت و شورولت آغاز شد.

لوگوی شورولت از کجا آمده است؟

لوگوی شورولت احتمالا یکی از مشهورترین لوگوهای صنعت خودروسازی است که طی چند دهه فعالیت این شرکت تغییر خاصی نکرده است. در ابتدا البته این نشان روی محصولات وجود نداشت و تنها نام «Chevrolet» روی خودروها نوشته می شد، اما در ۱۹۱۴ شاهد طراحی و نصب لوگوی مشهور شورولت روی خودروها هستیم اما این لوگوی ساده و جذاب و البته بسیار مشهور از کجا آمده است؟ در این زمینه شایعات متعددی وجود دارد که البته سه تا از آنها قوی تر از بقیه است.

* لوگوی شورولت و کاغذ دیواری: شرکت شورولت در سال ۱۹۶۱ به مناسبت ۵۰ سالگی شرکت کتابی منتشر کرد که در آن به صورت مختصر به ریشه این لوگو اشاره شده است. در این کتاب آمده است ویلیام دورانت از موسسان شرکت طرح این لوگو را از کاغذ دیواری هتل محل اقامت خود در پاریس برداشته است و حتی یک تکه از آن کاغذ دیواری را بریده و با خود به آمریکا آورده است.

این نظریه با توجه به آن که به صورت رسمی از سوی شورولت بیان شده، طرفداران زیادی دارد و بسیاری ریشه لوگوی شورولت را از همان کاغذ دیواری فرانسوی می دانند. سادگی طرح لوگوی شورولت احتمال صحت این نظریه را افزایش می دهد چرا که چنین طرح ساده ای در تکرارهای زیاد روی یک کاغذ دیواری می تواند زیبا باشد.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

* لوگوی شورولت و میز شام: هر چند نظریه کاغذ دیواری طرفداران زیادی دارد اما دختر دورانت در مقابل آنها و البته سال ها پیش از چاپ آن کتاب، نظر متفاوتی را بیان کرده بود. وی در کتابی که در سال ۱۹۲۹ در مورد پدرش نوشته می گوید پدرش همیشه سر میز شام مشغول کشیدن طرح های نامفهوم بوده و لوگوی شورولت هم از یکی از این طرح ها آمده است.

این نظریه هر چند از سوی یکی از نزدیک ترین افراد به دورانت بیان شده اما کمتر مورد استقبال قرار گرفته، چرا که طرفداران دو آتشه شورولت به سختی می توانند باور کنند لوگوی برند محبوب شان از کنار ظرف های استیک و سوپ بیرون آمده باشد! البته مهم ترین مزیت این نظریه آن است که نشان می دهد دورانت طرح این لوگو را خودش طراحی کرده و کپی برداری از طرح دیگری نیست.

* لوگوی شورولت و روزنامه ای در تعطیلات: همسر دورانت سال ها پس از نوشتن کتاب توسط دخترش روایتی دیگر را نقل کرده و گفته دورانت در تعطیلات سال ۱۹۱۲ طرحی را در یک روزنامه محلی دیده و آن را برای لوگوی شورولت انتخاب کرده است. تفاوت روایت همسر و فرزند دورانت هم در نوع خود جالب توجه است چون دو تن از نزدیک ترین افراد به دورانت دو روایت کاملا متفاوت را نقل می کنند، هر چند میان این دو، نظر همسر دورانت را شاید بتوان واقع بینانه تر دید.

در نهایت هر کدام از این روایت ها که درست باشد، ویلیام دورانت را می توان با اطمینان به عنوان طراح اصلی لوگوی شورولت دانست، هر چند او با تاسیس جنرال موتور و تبدیل آن به غول صنعت خودروسازی آمریکا، افتخارات مهم تری از طراحی لوگوی شورولت کسب کرده است.

آغاز شورولت

دورانت پول و دانش فروش خودرو را داشت، اما مشکل بزرگ آن بود که از خودرو تقریبا هیچ چیز نمی دانست و به همین دلیل باید به سراغ فردی می رفت که خودرو را بشناسد و اینجا بود که پیشنهاد همکاری را به لویی شورولت داد. این دو از زمان مدیریت دورانت بر بیوک یکدیگر را می شناختند. لویی شورولت چند مزیت بزرگ برای دورانت داشت. از یک طرف او خودرو را به خوبی می شناخت و می توانست پروسه طراحی تا تولید یک خودرو را مدیریت کند. به علاوه شورولت فرد بسیار خوشنامی در میان خودرودوستان آمریکا بود و در نهایت لویی شورولت تقریبا هیچ چیز از بازاریابی و مدیریت شرکت نمی دانست و اصلا جاه طلبی های مالی نداشت که این آخری مزیت بسیار بزرگی برای دورانت بود به ویژه که او قبلا به دلیل همین موضوع ناچار به ترک شرکت خود شده بود.

این دو کار خود را ۱۹۱۱ و با وامی که دورانت از بانک گرفته بود آغاز کردند و شرکت شورولت در ۳ نوامبر ۱۹۱۱ تاسیس شد. هدف آنها تولید خودرو در تیراژ انبوه برای مقابله با فورد بود که در آن زمان با مدل T بر بازار خودرو آمریکا حکمرانی می کرد. البته در کنار این دو، افراد دیگری با اعتماد به دورانت و به عنوان سرمایه گذار وارد پروژه شدند اما مدیریت امور در دست دورانت بود و بخش های فنی را هم لویی شورولت می چرخاند.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

نخستین خودرو آنها دو سال پس از تاسیس شرکت آماده شد و البته موفقیت چندانی به دنبال نداشت، اما دورانت می خواست به هر شکل ممکن با فورد مقابله کند و تصمیم به ادامه کار گرفت تا در نهایت نخستین خودرو موفق آنها از راه رسید. روند موفقیت تازه آغاز شده بود، اما به همان نسبت اختلافات هم بیشتر می شد. دورانت می خواست ایده های خود را در شرکت اجرایی کند و به دلیل سهام بالا و البته عنوان مدیرعامل تقریبا موفق هم بود. در مقابل لویی شورولت ایده های او را در زمینه طراحی خودرو و البته علاقه اش به کاهش هزینه ها را نمی پسندید و در نهایت کار این دو به جدایی رسید. جایی که لویی شورولت در ۱۹۱۵ سهامش را به دورانت فروخت و از شورولت، شرکتی که نامش را یدک می کشید جدا شد. شاید این مسئله می توانست به معنای پایان دوران شورولت باشد، اما شانس با این شرکت یار بود؛ چرا که دورانت آنقدر از شورولت پول به دست آورده بود که توانست بخشی از سهام جنرال موتور را (که پس از رفتن او وضعیت نامناسبی داشت) بخرد و در سال ۱۹۱۶ مدیرعامل جنرال موتور شد و در ادامه روند توسعه جنرال موتور، شرکت شورولت را هم به زیرمجموعه این شرکت در آورد.

البته حضور او در جنرال موتور باز هم چندان طولانی نبود. صنعت خودرو در اواخر دهه ۲۰ دچار رکود شد و این برای جنرال موتور که فلسفه تولیدش بر مبنای تولید انبوه بود و البته سرمایه گذاری های زیادی هم برای خرید کارخانه ها و برندهای جدید کرده بود به شکل فاجعه باری رخ داد و به این ترتیب دورانت بار دیگر در ۱۹۲۰ ناچار به ترک شرکت شد و سهامش را به شرکایش واگذار کرد، هر چند شورولت به عنوان بخشی از هلدینگ جنرال موتور باقی ماند و به مرور به اصلی ترین بخش این شرکت تبدیل شد و همچنان بزرگ ترین خودروساز در میان گروه بزرگ جنرال موتور است.

به این ترتیب در کمتر از یک دهه از تاسیس شورولت، هر دو موسس آن شرکت را ترک کردند، در حالی که پس از آن شورولت به صورت مستقل وجود نداشت و به عنوان بخشی از جنرال موتور بود. شورولت شاید به موسسانش وفا نکرد اما توانست خود را از بحران های متعددی نجات دهد و هر چند طعم ورشکستگی را هم چشید اما در نهایت همچنان به عنوان یکی از بزرگ ترین خودروسازان جهان فعالیت می کند.

لویی و دورانت پس از شورولت

این بخش شاید ارتباط چندانی با شرکت شورولت نداشته باشد، اما وقتی سرنوشت موسسان شرکت را تا ترک آن مرور کردیم، شاید بد نباشد آنها را در دوران «پساشورولت» هم دنبال کنیم. لویی دورانت همچنان پس از ترک جنرال موتور و باقی گذاشتن یادگارهایش در این شرکت به دنبال رقابت با فورد بود و البته این بار رقابت با جنرال موتور هم به اهدافش اضافه شده بود. در سال ۱۹۲۱ دورانت شرکتی با نام دورانت موتور را تاسیس کرد که خودروهایی در کلاس های مختلف تولید می کرد تا به نوعی رقیب جنرال موتور باشد. این شرکت هر چند توانسته بود تا حدودی در بازار پر رقابت آمریکا جای پای خود را تثبیت کند اما فروش چندان زیادی نداشت.

مشکل آن بود که این شرکت می خواست با فورد، که اکنون به غول خودروسازی آمریکا تبدیل شده بود رقابت کند و سعی داشت خودرویی ارزان قیمت مانند فورد T به بازار بفرستد اما هنری فورد با کاهش قیمت فورد T،دورانت را شکست داد. بدتر از آن بحران مالی در وال استریت و رکود بزرگ اقتصادی در دهه ۳۰ بود که سرانجام شرکت را به تعطیلی کشاند. دورانت در بحران بورس وال استریت برخلاف توصیه های دوستانش سهام زیادی خرید تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۳۶ رسما ورشکسته اعلام شد تا آنجا که در اواخر عمر با مستمری اندکی که از جنرال موتور می گرفت، روزگار می گذراند. سرانجام معمار جنرال موتور و یکی از بزرگ ترین مردان تاریخ صنعت خودروسازی آمریکا در ۱۹۴۷ و در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

سرنوشت لویی شورولت البته کمی بهتر بود، هر چند او هم هیچ گاه نتوانست به دوران اوج خود بازگردد. پس از جدایی از شورولت، او بار هم به خودروسازی و البته مسابقات برگشت. در ۱۹۱۶ ابتدا به همراه برادرانش شرکتی برای تولید قطعات مسابقه ای برای فورد مدل T تاسیس کرد و پس از آن و در همان سال به عنوان قائم مقام و مدیر مهندسی شرکتی با نام «آمریکن موتور» مشغول به کار شد. این پست هم برای لویی خوش یمن نبود، چرا که این شرکت به دلیل محدودیت های مالی خیلی زود دچار مشکل شد و پس از ادغام با شرکتی دیگر در نهایت بسته شد. لویی شورولت از اواخر دهه ۲۰ میلادی و در حالی که در ۴۰ سالگی بود، به مرور از صحنه خودروسازی دور شد و سرانجام در ۱۹۴۱ از دنیا رفت.

۱۰ واقعیت که «احتمالا» در مورد شورولت نمی دانید

۱٫ هر چند نام شورولت از نام لویی شورولت، راننده مشهور مسابقات در آمریکا و یکی از موسسان این شرکت آمده است، اما وی هیچ گاه مدیریت شرکت را در دست نداشت و تقریبا هیچ وقت تصمیمات مهم شرکت توسط او گرفته نمی شد و البته خیلی زود هم از این شرکت خارج شد. دورانت به عنوان شریک او عملا سرمایه و نیروی انسانی لازم را برای کار تامین می کرد و شورولت بیش از هر چیز به دلیل شهرتش در آمریکا و البته دانشش در زمینه خودرو در شرکت حضور داشت.

۲٫ شورولت سابرین در سال ۱۹۳۵ به بازار عرضه شده و در آن زمان یک خودرو بزرگ هشت نفره برای خانواده های پر جمعیت آمریکایی بود. این البته شاید خیلی جذاب نباشد اما بد نیست بدانید شورولت هنوز هم خودرویی با نام سابرین (البته به عنوان یک شاسی بلند بزرگ) تولید می کند و به این ترتیب این نام به عنوان قدیمی ترین نام خودرو در جهان که هنوز هم در حال تولید است، یک رکورد را در اختیار دارد.

 داستان شورولت؛ مردی که رفت، نامی که ماند

 
۳٫ شورولت مخترع گیربکس اتوماتیک نیست، اما وقتی در سال ۱۹۵۰ یک گیربکس اتوماتیک دو دنده را روی محصولاتش نصب کرد به نخستین شرکتی در آمریکا و جهان تبدیل شد که گیربکس اتوماتیک را از یک آپشن لوکس به یک گزینه عمومی برای خودروهای ارزان قیمت تبدیل می کرد.

۴٫ برای مقابله با موج علاقه عمومی به خودروهای اسپرت اروپایی که برخلاف خودروهای آمریکایی کوچک و چابک بودند، شورولت مدل کوروت را به بازار عرضه کرد. در ابتدا فروش کوروت بسیار پایین بود اما ناگهان به محبوب ترین خودرو اسپرت بازار آمریکا تبدیل شد و عملا در زمان خود ارزان ترین خودرو اسپرت آمریکایی بود.

۵٫ در میانه های دهه ۵۰ میلادی، سهم بازار شورولت به بیش از ۵۰ درصد رسید و عملا بیش از مجموع تمام زیرمجموعه های دیگر جنرال موتور و البته بیش از فورد و کرایسلر فروش داشت.

۶٫ موتورهای V8 بلوک کوچک، نخستین بار در ۱۹۵۵ از سوی شورولت عرضه شد و به سرعت در طیف گسترده ای از محصولات این شرکت، از مدل های اسپرت تا سدان های بزرگ و لوکس جای گرفت. طراحی این موتورها آنقدر خوب بود که تقریبا هنوز هم می توان رد آنها را در محصولات جنرال موتور دید و به عنوان نمونه سیستم روغن کاری آنها بدون تغییر بیش از سه دهه روی موتورهای مختلف نصب می شد.

۷٫ از زمان تاسیس تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دستگاه انواع خودرو با برند شورولت تولید شده است.

۸٫ لویی شورولت، یکی از موسسان شورولت در زمانی که به عنوان راننده حرفه ای فعالیت می کرد، توانست رکورد سرعت زمینی را بشکند.

۹٫ در سال ۱۹۹۹، شورولت ایده فروش خودرو به صورت کیت را برای مدل کوروت اجرایی کرد. در این طرح هر خریدار می توانست شاسی و بخش های مختلف بدنه و فنی کوروت را بخرد و آن را در گاراژ شخصی اش سر هم کند. شاید ایده خوبی به نظر برسد اما وقتی در سه سال تنها ۴۲ دستگاه کیت به فروش رسید، مدیران شورولت این ایده را تعطیل کردند.

۱۰٫ شورولت های عرضه شده در اروپا تقریبا اصلا شورولت نیستند. عمده محصولات شورولت در بازار اروپا در اصل محصولات دوو (به عنوان زیرمجموعه جنرال موتور) هستند که با نشان شورولت به فروش می رسند و البته بازار مهمی هم در اروپا ندارند.

مطالعه بیشتر :   آشنایی با ۴ تیم کامیون رالی داکار، بیراهه نوردان سنگین وزن
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب